ناظم الاسلام كرمانى

527

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

( ايضا تلگراف از رشت ) عرض عمومى گيلانى حضور مبارك حجج الاسلام و پيشوايان دين مبين است از قراريكه مسموع شد و بتحقيق پيوست يكنفر از علماء رشت كه خود را رئيس مسلم و مسن ميداند براى رياست دو روزه رضاى بعضى عباد ظالم را برضاى معبود ترجيح ميدهد تلگرافى نوشت براى حكومت آنوقت فرستاده كه بعضى جهال و نادان به قونسولخانهء دولت انگليس رفته و قابل اعتنا نيستند البته صورت اين تلگراف بموقف حضور صدارت كبرى تقديم شده است ما فدويان دولت ابد مدت عرض ميكنيم كه جناب آقاى معهود از اين جهت ما را منسوب به جهل و نادانى كرده كه از هر جهت خود را مالك جان و مال ما پنداشتند و اغراض شخصيه خود را در هرمورد به زور مجرى داشته جهل و نادانى فدويان كه امروز فى الجمله بعلم و نادانى مبدل شده است هيچ براى امثال اين گونه مردم مقرون بصرفه نيست كه ما را تصديق كنند و بگويند نبايد با ما بيچارگان فقرا ظلم كرد بهرحال عرض ميكنيم عدهء آقايان علماء به حمد اللّه در رشت زياد و همگى بعلم و زهد موصوفند و تصديق دارند كه ظلم از هبوط حضرت آدم الى زماننا هذا مذموم و مقدوح بوده تا قيامت هم خواهد بود البته آن وجودات مقدس هم به حكم وجدان عمومى و باقتضاى عدل و انصاف و انسانيت تصديق خواهند فرمود كه ظلم و بقاى ظلم قبيح است پس بنابراين قلوب محترم و عقول وزين و انصاف جبلى آن حجج الاسلام تكذيب آقاى معهود را فرموده‌اند لازم به بيان فدويان نيست فرياد واويلاى فدويان جز اين نيست كه شفيع و باعث شوند تا قانون عدالت و حريت را در حق ما مجرى داشته تا بفوايد آن‌كه يكى رفع همين اغراض و سخنان فاسده است نايل شويم و علاوه بر دعاگوئى ذات اقدس ملوكانه كه فريضهء صبح و شام فدويان است دعاگوى وجود مقدس حجج الاسلام باشيم . ( امضاء : صد و خوردهء اسم نوشته شده است ) ( منع گمرك يا تجديد گمرك ) در سابق در تمام بلدان و دهات ايران مرسوم بود كه دم دروازه و يا در محل ورود به شهر و قصبه گمرك ميگرفتند و اين گرفتن گمركانه از روى عشر بود بلكه بهراندازه كه رئيس گمرك ميل داشت مثلا از يكمن روغن ششصد و چهل مثقال بود در بعضى جاها دهشاهى و در بعضى شهرها يكقران و در بعضى جاها زياده و كمتر ميگرفتند بنده نگارنده در بيست سال قبل كه از كرمان به طهران آمدم در رفسنجان از من احترام كردند چه مرا مىشناختند و بار مرا فحص نكردند ولى در ورود به يزد يكساعت مرا